کریشنتالاسی
Krishnatulasi
کریشنا جوانی نابینا است که به عنوان راهنما در میان بناهای باستانی مادی کارا کار میکند او کار جدیدی به عنوان مسئول موزه باستان شناسی در منسا گانوتری در مایسور به دست میآورد در طول سفر با اتوبوس کریشنا با تولاسی آشنا میشود و بین آن دو جاذبهای پدید میآید با رشد عشق کارهای سرنوشت و شرایط باعث مداخله میشود و در نهایت چه بر سر کریشنا و تولاسی میآید