کِکِک سه روز قبل از عروسی
Kekec: Three Days Before the Wedding
داستان فیلم بر پایه خروج لحظهای زمانی از داستانهای واندوت است که پسر کِکِک بزرگ میشود. روژل به کشیش روستا تبدیل میشود و mojca به کار در شهر میرود. بودانِس به خوابگاه روستا میرود و کوسوبْرین داروخانهای کمی مدرنتر میشود و کِکِک همچنان چوپان است اما با افزایش مسئولیتها. در تمام روایت کِکِک مصمم است با موجی از عشق نسبت به mojca در آیندهای کوتاه با او ازدواج کند. چند بار به روستا میافتند و با درد چشمهای Mojca روبهرو میشوند. کوسوبْرین و بودانِس هنوز خوب متوجهاش نشدهاند. بودانِس همچنان میخواهد دستاوردهای کوسوبْرین را از دست بدهد و کِکِک همچنان او را محافظت میکند اما با مشکلات روزافزون. تصمیمناپذیری، شجاعت و قدرت کِکِک با عشق بیسابقهاش به Mojca شکسته میشود. تمام این بیماری تنها با ظهور واقعی یک گل رفع میشود.