خط داستانی
مارکُس، نوجوانی جوان، همراه برادر بزرگترش در یک معامله مواد مخدر است. برای اینکه نشان دهد باحرفه است، شرط میگذارد تا رینگ فروشگاه مشروبات الکولی که در کنارشان پارک کردهاند را بدزدد تا دعوتی به مهمانی همان شب دریافت کند. وقتی وارد میشود، متوجه میشود همکلاسش جِنی نه تنها در آنجا کار میکند بلکه از قصد او برای سرقت خبر داشته و آن را فیلمبرداری کرده است. مارکُس تلاش میکند فرار کند اما در نهایت با دزدی واقعی مواجه میشود که به سرعت مجموعهای از رویدادها را به راه میاندازد که او را به بلوغی غیرمنتظره سوق میدهد.