خط داستانی
سال ۱۹۷۹ میلادی در نیومکزیکو ایالات متحده. اولمو گرفتار است. امروز نوبت اوست که از پدر بیمارش مراقبت کند در حالی که تنها چهارده ساله است و ترجیح می دهد با دوست صمیمی اش میگوئل باشد. اما وقتی همسایه زیبای او، نینا، او را به جشن دعوت می کند، او هر کاری می کند تا از وظایفش فرار کند و سفری به سوی بی رغبتی و هرج و مرج آغاز می شود. با گذر شب، او ممکن است به همان جایی که سال ها برای فرار از آن تلاش کرده است عشق پیدا کند: خانه اش