خط داستانی
استفانی مادری شاد و قوی با فرزند ۱۳ ساله اش لنا است. با شریکش کم و بیش هر چیزی را با آنها شریک می شود از جمله علاقه شان به آنژل، پوشاک شان و حتی دفترچه خاطرات نوجوان که استفانی در آن کم بودن ها را تصحیح می کند... هنگامی که به کنسرت آنژل با کالا می روند، استفانی درمی یابد که فرزندش بزرگ شده است.