ماسک سیاه
Black Mask
گرگوری در آغوش ماسک جشنواره است و هر سال به دنبال او میرود. دوستانش او را دست میاندازند، اما او یک محکوم عاشق است. لیوتسِت، یک ترنسویت که به دنبال محبت است، با هم شبِ عشقی شدیدی را میگذرانند. روز بعد، گرگوری لیوتسِت را به یک بازیِ فوتبالِ خوبِ با دوستانِ پوشیده در لباسهای زنانه میبرد. در حالیکه بازی میکند عاشقش میشود و لیوتسِت با عشقی صادق او را مجذوب خود میکند.