خط داستانی
شبی ترسناک برای داود، خبرنگار سابق روزنامه نیویورک تایمز، آغاز می شود وقتی با همسایه عجیبش رابرت ناخواسته دختری بر دوچرخه را می زنند. داود که مست و گمراه است، به رابرت اجازه می دهد تا صحنه را ترک کنند تا حرفه اش حفظ شود. رابرت از هیچ پشیمانی ندارد و به نام دوستی کارهای غیرقابل بیان انجام می دهد تا این راز را حفظ کند. وقتی پلیس به طور کامل به قاتل تصادفی میتازد، داود برای پوشش خبر به محل می رود و با خواهر داغدیده دختر به نام ونسا روبرو می شود. با وجود شرایط، رابطه عاشقانه ای بین آن دو شکل میگیرد که داود را شگفت زده و مزاحم رابرت می شود و او را وادار می کند برای نگه داشتن دوست جدیدش به اقدامات بی رحمانه دست بزند