موکورگو
Mocorgó
موکورگو، پسر کارگر با نیت خوب، مردی سرسخت است. در دهه ۴۰ زندگیاش هنوز یک شاگرد مکانیک است، اما از خانواده، زنان و دوستانش ناامید شده و به جنایتکار تبدیل میشود. او چندین بار به زندان میرود و داستان زندگیاش را برای نویسندهای تعریف میکند که تا سال ۱۹۵۶، تا زمان مرگ موکورگو، داستان او را دنبال میکند.