ترس پیچخورده
Twisted Fear
وقتی تاجر موفق استیو با استودان دندانپزشکی جاهطلب به نام تینا ملاقات میکند، که نصف سن اوست، بلافاصله به او دل میبندد. تینا نیز از شرکت استیو خوشش میآید، اگر چه با پاتولوژیستی به نام جک که همسن اوست در ارتباط است. آنچه آغاز یک مثلث عشقی بیگناه بود، با جسارت، اشتیاق و جذابیت بیپایان، بهبود میشود و اوضاع را پیچیدهتر میکند.