خط داستانی
یک روانپزشک به نام مارتین دیسارت به بررسی جنایت وحشیانه نابینایی شش اسب با میله ای فلزی در استبل در هِمشیربلند انگلستان میپردازد. این عمل توسط پسرک سیزده ساله با نام آلان استرانگ انجام شده است؛ پسر تنها فرزند پدر پر از نظرگاه اما درونگرا و مادری متمایل به مذهب. با افشای حقیقت های پشت شیطان های درون پسر، دیسارت با حقایق روبرو میشود و با آن مواجه میشود.